تبليغاتX
ئاسۆ

اگه چند ماهی به سنندج اومده باشید ،حتما اسم عبدالقادر گیلانی رو شنید.!!

راستش رو بخواهید من نمی دونم ایشون کی هستند. سنندجی ها بهش اعتقاد فراوان دارند. حتی فکر می کنن مقامش بیشتر از پیامبر هستش.

آخر های ماه اردیبهشت بود که من و دوستم سر کلاس ریاضی سر این  عبدالقادر گیلانی دعوامون شد. این هم حرف های ما:

دوستم: یا عبدالقادر گیلانی.

این مسئله خیلی راحت بود هاا. من نتونستم حلش کنم.

من: ببینم تو روخدا می گی این عبدالقادر گیلانی کیه؟؟ بیا یه جک بگم: عبدالقادر گیلانی کیست؟؟ کسی است که وقت ترمز گرفتن اون رو با صدای بلند صدا می زنیم.

دوستم: سروه خیلی ناراحت شدم. دیگه این رو نگو .. اون جد یکی از اقوام نزدیکمونه.

من:چرا از اون کمک می گیری؟؟ فقط باید از خدا کمک بخوای.

دوستم: یعنی نباید از حضرت محمد (ص) هم کمک بگیریم؟؟

من: نه . فقط خدا می تونه ما رو کمک کنه . اونا که نمی تونن از تو قبرشون بیان بیرون و بیان تو رو کمک کنن.

دوستم: خیلی گیجی. اونا مرد های خیلی بزرگی بودن.

من: ولی نه به اندازه ی خدا. خدا اونا رو درست کرده. اونا هم مثل ما انسانن. مثل اینه که  من بمیرم و تو بیای ازم کمک بخوای.

دوستم: خیلی ناراحت شدم. دیگه باهات حرف نمی زنم. قهرم.

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در پست قبلی یه سوال پرسیدم . ولی فقط 6 ،7 نفر جواب سوالم رو دادن.

من هم دوست داشتم بدونم و هم ندونم. بدونم ،چون می خواستم با همه خدا حافظی کنم. و اینکه اگه می دونستم شاید بیشتر از خداوند می ترسیدم. و تمام عباداتم رو خوب خوب انجام می دادم.

نمی دونستم، چون هر چه به روز مرگم نزدیک تر می شد اضطرابم بیشتر می شد. همیشه میترسیدم.

ولی یه چیزی معلومه. اون هم اینه که خدا حتما یه چیزی می دونه که نمی خواد ما بدونیم . حتمااین طوری برای ما بهتره...

 

                                                        تا بعد

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 2:3 توسط |